الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
86
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
پيوسته محترمانند كه خوارى هرگز ، و عزيزانند كه ذلت هرگز ، و اغنيايند كه نيازمندى هرگز ، و نيكبختانند كه شقاوت هرگز ، و مسرورانند كه غم و اندوه هرگز ، و زندگانند كه مردن هرگز . پس آنان در ميان قصرهايى از درّ و مرجان كه درهاى آنها به جانب عرش خداى رحمان گشوده است متنعمند به نعم الهى ، . . . وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ * سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ؛ « 1 » و فرشتگان بر آنها از هردر وارد مىگردند ( و مىگويند : ) سلام و تهنيت بر شما باد كه صبر پيشه كرديد تا عاقبت نيكو منزلگاهى يافتيد . « 2 » فلو شغلت قلبك ايّها المستمع بالوصول الى ما يهجم عليك من تلك المناظر المونقة ؛ هان ، اى شنونده ! اگر دل خود را به آن مناظر زيبا و سرورآفرين كه به ناگاه به تو روى آورد مشغول دارى . در صحاح گويد : آنقني الشيء ؛ يعنى مرا خشنود نمود . لزهقت نفسك شوقا اليها ؛ هرآينه از شوق رسيدن به آنها جان دهى . در صحاح گويد : زهقت نفسه . . . ؛ يعنى روح از تنش برفت . . . . از بلال حبشى نقل شده كه گويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : همانا ديوار بهشت خشتى از طلا و خشتى از نقره و خشتى از ياقوت است و ملاط آن مشك تيزبوى ، و كنگرههايش ياقوت قرمز و سبز و زرد است . كسانى از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله پرسيدند : بهشتيان آنگاه كه به بهشت درآيند چه مىكنند ؟ فرمود : آنان در ميان كشتىهايى از ياقوت كه پاروهايش مرواريد ، و در درون آن فرشتگانى از نور با لباس سبز پررنگ در ميان دو نهر جارى در سايهء درختان سبز و خرم و هواى لطيف ، به سير و صفا مشغول باشند . فرمود : امّا بهشت عدن ، ديوارش ياقوت سرخ و سنگريزههايش مرواريد باشد . راوى گويد : در اين موقع بلال گريست و سهبار آنچنان از جگر صيحه كشيد كه ما پنداشتيم مرده است . « 3 »
--> ( 1 ) . رعد ( 13 ) آيهء 23 و 24 . ( 2 ) . تفسير برهان ، ج 2 ، ص 183 . ( 3 ) . صدوق ، امالى ، ص 213 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 295 ، ح 905 .